ایمیل خصوصی مدیریت محترم وبلاگ [email protected]
|
وبلاگهاي ديگر ما |
ادرس وبلاگهاي ما |
|
وبلاگ رزسفيد |
http://www.ahvaz110.blogfa.com/ |
|
وبلاگ شهرخرما |
http://shahrkhorma.niloblog.com/ |
|
سفيدرز |
http://bachehayejonob.mihanblog.com/ |
|
دهكده ي عشق |
http://www.soltanghamha20.blogfa.com/ |
ما را در سایت شهر خرما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد بازدید: 406 تاريخ: شنبه 18 شهريور 1391 ساعت: 20:04
سلام به وبلاگ ما خوش آمدید
من محمد ، و من لمیاهستم 
ما قصد دارم اینجا یک وبلاگ زیبا براتون درست کنیم 
امیدواریم دقایق خوبی را در این وبلاگ سپری کنید 
و هم چنین آرزو داریم از مطالب وبلاگ ما خوشتون بیاد
منتظر نظرات پر مهرتون هستیم 
راستی ما رو با عنوان وبمون لینک کنید 
و بگید که ما با چه نامی لینکتون کنیم
![]()
ما را در سایت شهر خرما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد بازدید: 412 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1391 ساعت: 15:21
![]()
اگه یکی رو دیدی که وقتی می خندی برمیگرده نگات می کنه
بدون براش قشنگی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه می کنی باهات اشک می ریزه
بدون دوستت داره
اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یه نفر دیگه حرف می زنی می ره
بدون عا شقته
اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی فقط سکوت می کنه
بدون دیوونته
اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده
بدون براش همه چی بودی
اگه یکی رو دیدی که از یه روز نبودنت می ناله
بدون که بی تو می میره
اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده
بدون واسه خاطر تو مرده
همیشه
برای گلی گلدون باش
که اگه به آسمونم رسید
یادش نره ریشه اش کجاست![]()
من همونم كه يه روزي واسه چشمات خونه ساختم
به نگاه مهربونت دلمو بدجوري باختم
چيز تازه اي ندارم كه به پاي توبريزم
دست خوب مهربوني ياورت باشه عزيزم
تحمل کردن زيباست
اگر قرار باشد روزی به تو برسم
انتظار اسان است
اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم
زندگی شيرين است
اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم
مشکلات حل می شود
اگر قرار باشد روزی به پای تو بميرم
لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سينه ی تو تمام شوم
اشک ها همه به لبخند تبديل می شود
اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم
و لبخند ها دوباره به اشک
فقط اگر ببينم خيال رفتن داری
زنگيم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گير شده ای
اما بدان دوستت دارم
از پشت اين همه فاصله
از پشت اين همه حرف دوستت دارم
هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد
لحظه ی ویرانیم را حس نکرد
در تمام لحظه هایم هیچ کس وسعت صدایم را حس نکرد
آن که سامان غزلهایم از اوست
بی سرو سامانیم را حس نکرد
هیچ کس حس نکرد درد دل من چیست
عاشقانه زیستن,عاشقانه دل کندنم حس نکرد
ما دوست داریم دوستان باوفا را
هیچ کس معنی حرفهایم را حس نکرد.
ما را در سایت شهر خرما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد بازدید: 419 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1391 ساعت: 15:11
که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده؟
گفتم اگه بارون نیومد چی؟
گفتی اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمون گریش میگیره
گفتم یه خواهش دارم وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار
گفتی به چشم
حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره
تو هم اون دور ایستادی و داری بهم میخندی...
شهر خرما ...ما را در سایت شهر خرما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد بازدید: 426 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1391 ساعت: 15:15
به افتخار درخت نه بخاطر میوش به خاطر سایش!
به افتخار دیوار نه بخاطر بلندیش بخاطر اینکه هیچوقت پشت آدمو خالی نمیکنه!
به افتخار دریا نه بخاطر بزرگیش بخاطر یک رنگیش!
به افتخار همه اونایی که دوستشون داریم و نمیدونن
دوستمون دارن و نمیدونیم!
به افتخار کرم خاکی نه بخاطر کرم بودنش بخاطر خاکی بودنش!
به افتخار پل عابر پیاده که هم مردها از روش رد میشن هم نامردها!
به افتخار برف که هم روش سفیده هم توش!
به افتخار روذخانه که توش سنگهای بزرگ هوای سنگهای کوچیک رو دارن!
به افتخار گاو که نمیگه من میگه ما!
به افتخار اونی که همیشه راستشو میگه!
به افتخار بیل که که هرچی بیشتر بره تو خاک براق تر میشه!
به افتخار تابلوی ورود ممنوع که یک تنه یک اتوبان رو حریفه!
به افتخار عقرب که به خواری تن نمیده!
(عقرب وقتی میره تو آتیش با نیشش خودشو میکشه که کسی ناله هاشو نشنوه)
به افتخار سرنوشت که نمیشه اونو از سر نوشت!!!
شهر خرما ...ما را در سایت شهر خرما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد بازدید: 408 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1391 ساعت: 15:04
وقتی از تو می نویسم از فکر کردن باز می مانم 
وقتی از تو می نویسم در خیال فرو میروم
وقتی از تو می نویسم نوشتن را فراموش میکنم
وقتی از تو می نویسم عاشقتر میشوم
برای تو می نویسم تا اندکی با تو باشم
وقتی با تو هستم دنیا برام زیباست
با تو بودن برای من دنیاست
تو را خواستن غرور را شکستن است
تو را خواستن عشق را پذیرفتن است
تو را خواستن درک رویاهای باور نکردنی است
و من تو را میخواهم ای افسونگر شبهای تنهایی من
فقط تو



![]()



ما را در سایت شهر خرما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد بازدید: 452 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1391 ساعت: 15:19
استادى از شاگردانش پرسید:
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟
شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت:
چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست میدهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد میزنیم؟
آیا نمیتوان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟
شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنین توضیح داد:
هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلبهایشان از یکدیگر فاصله میگیرد.
آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند
سپس استاد پرسید:
هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟
آنها سر هم داد نمیزنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت میکنند. چرا؟
چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است.
فاصله قلبهاشان بسیار کم است
استاد ادامه داد:
هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى میافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند و فقط در گوش هم نجوا میکنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر میشود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بینیاز میشوند و فقط به یکدیگر نگاه میکنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصلهاى بین قلبهاى آنها باقى نمانده باشد.

ما را در سایت شهر خرما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: محمد بازدید: 393 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1391 ساعت: 15:14